خب دارم میمیرم به سلامتی :))
یعنی هلاک شدم بس کار کردم
از ساعت ۱۲ دارم کار میکنم و هنوزم کار هست که بکنم :))
از اسنپ میوه و صیفیجات گرفتم
کلی سیبزمینی و پیاز با خردکن خرد کردم
مایه کتلت آماده کردم
کلی کتلت درست کردم
برنج رو آبکش و دم کردم
این حین از اسنپ کیک و گل سفارش دادم
میوهها رو شستم و خشک کردم و چیدم
گوجه سرخ کردم
ماست و خیار درست کردم
در هر مرحله هم ظرفها رو شستم
الان هم دارم پفیلا درست میکنم :))
و الان رفتم دور اولو بردارم دیدم عههه نمک نزدم :))
حالا رو همون آماده شدهها زدم و رو دور بعدی
باید ظرفایی که شستم رو هم خشک کنم بردارم
و این وسط جالبتر از همه میدونین چی هست؟
این که من همهی این کارا رو برای جیزس کرایس (برادرم) کردم تا پیشاپیش به مناسب تولدش سوپرایزش کنم
و بهش زنگ زدم و گفت یکی از فامیلا ازم خواسته برم سرای ایرانی و حالا شب میام غذا میبرم :))))
حالا از جهتی خوبه
هم با امپراتور میان
هم من یکم استراحت میکنم و کارای باقیمونده رو انجام میدم
ولی خب غذا از دهن میفته :/
آهان خودمم تا الان فقط یه کتلت کوچولو واقعا کوچولو خوردم :))
و انقد کار داشتم نرسیدم یه چای دم کنم که مصیبت اصلی همینههه
برم برم پرچونگی بسه
آهان راستی کیکش خیلی خوشگله 😍
شکل مایکه :)
پ.ن: آخیش
بالاخره یکم دراز کشیدم
چایی هم دم کردم با زعفرون و گلاب فراووون
پفیلا هم آمده شد و ظرفو پر کردم حسابی
بیشتر میمونه شستن همین ظرفای آخری و خشک کردن کل ظرفا
که حالا اگه دیگه تونستم پاشم اونا رو هم انجام میدم :))
اینم بگم که هم کتلتام خیلی خوب شده هم پفیلاها
کتلتو که گاز اولو که زدم اصن رفتم بهشت و قربون دستپخت خودم رفتم بس که خوشمزه بود 🤤🤭
پفیلاها هم خیلی خوب شد ولی خب اون همچین تلاش خاصیم نمیخواست حالا 😂
خب دیگه فعلا همینا 😄
انقد کارام زیاد بود میترسم چیزی جا مونده باشه :))